بیا تا جهان را به بد نسپریم/ به کوشش همه دست نیکی بریم

Saturday, 13 February 2010

نخستین زنان نقال ایران. نویسنده: علی فرهادپور ( شجاعت یک وبسایت در تصحیح اشتباه خود و دیگران ) کارگاه آموزش برخوانی(نقالی) ساقی عقیلی



جدید آنلاین: چندی پیش گزارشی داشتیم به عنوان نخستین زن نقال. در آن گزارش درباره فاطمه حبیبی زاد سخن گفته بودیم. آقای علی فرهادپور، کارشناس و صاحب نظر، از راه لطف یاداوری کردند که عنوان ما از دقت تاریخی برخوردار نبوده زیرا زنان بسیاری در تاریخ ایران به عنوان نقالان معروف شناخته شده اند. از همین رو، برای تصحیح و توضیح مطلب، از ایشان خواهش کردیم که درباره پیشینه نقالی برای ما شرحی بنویسند تا نشر کنیم. با سپاس از ایشان متنی را که فرستاده‌اند به همراه چند عکس در این صفحه منتشر می‌کنیم. شما هم اگر نظری دارید خوشحال خواهیم شد که دریافت کنیم.
"واقعه‌خوانی در ایران پیش ‌از اسلام، قصه‌سُرایی موزونی همراه با ساز بوده‌است. همین قوّالی پس از اسلام ساز را کنار نهاد و تنها نقل واقعه شد" (بیضایی: ۶۵ و ۲۲۴).
پس واژۀ نقّالی در چهار قرن اخیر رایج شده و پیشتر با اصطلاحات دیگری نیز شناخته می‌شده، مانند واقعه‌خوانی، قصه‌سُرایی موزون، نقّالی آوازی، خنیاگری، رامشگری، روضه‌خوانی، صورت‌خوانی، مناقب‌خوانی، سخنوَری، ذاکری، پرده‌خوانی، قوّالی، معرکه‌گیری و واگویه. (بیضایی: ۸۳- ۶۵)"نقّالی آوازی همراه با موسیقی را در ایران باستان خنیاگری یا رامشگری می‌نامیدند. خنیاگر یعنی ‌کسی ‌که نوا و آوای خوش دارد، رامش نیز یعنی شادی و رامشگر کسی ‌‌است‌ که شادی مردمان را فراهم می‌کند با موسیقی [و آواز]" (جنیدی: ۴۱- ۳۹). فریدون جنیدی و ابراهیم باستانی پاریزی رواج واژه‌های نقّال و نقّالی را احتمالاً مربوط به صفویه دانسته‌اند و دیدیم که در آغاز با ساز و آواز بوده، منحصر به حماسه و شاهنامه نبوده و به مرور نوع دیگری از آن منشعب ‌شده ‌که نقّالی غیر موسیقایی است.

اولین زن نقّال‌ ایران در زمان ساسانیان ‌که در شاهنامۀ فردوسی با نام آزاده رومی یاد می‌شود، خنیاگر بهرام ‌گور بوده و نقّالی موسیقایی انجام می‌داده‌‌است.
گزارش دیگر دربارۀ دختران دهقان برزین است‌: یکی چامه‌گوی و دگر چنگ‌زن/ دگر پای‌کوبد شکن برشکن / بدان چامه‌زن ‌گفت کای ماهروی/ بپرداز دل چامۀ شاه ‌گوی/ نخستین شهنشاه را چامه‌ گوی/ چنین‌ گفت‌ کای خسروِ ماه‌روی/ نمانی مگر بر فلک ماه را / نشایی مگر خسرَوی‌ گاه را (شاهنامه: رفتن بهرام به نخچیر).
روشن است که زن نقّال شخص خاصی بوده و مسئول نوازندگی، شخص یا اشخاص دیگری بوده‌اند. پس از زمان ساسانیان زنان نقّال بدون ساز هم نقّالی می‌کرده‌اند. فقط چون واژة عربی نقّال در آن زمان متداول نبوده، به آنان نقّال نمی‌گفته‌اند. زنان نقالی همچون مشک‌ناز، مشکنک، نازتاب، سوسنک، ماه‌آفرید، فرانک، گُردیه، سمیۀ خداینامک‌‌خوان‌ (مادر نضربن حارث، نقال ایرانی عربستان)، خواهر صلاح‌الدین ایوبی‌ (صفی‌زاده: ۵۶)، دختر ملّاصدرا (اجتهادی: ۸۶۱)، عفت، دختر فتحعلی‌شاه (اجتهادی: ۷۰۹) و ملّا فاطمه، بزرگ‌ترین نقّال زمان ‌کریم‌خان زند که بیست‌هزار بیت از شاهنامه و دیوان‌های شعرا حفظ بود. (رستم‌الحکما: ۳۴۱).
مهمترین زن نقّال پس از اسلام همسر فردوسی بوده که خدای‌نامک یا شاهنامه‌های منثور پهلوی را برای فردوسی می‌خواند. در آغاز بیژن و منیژه آمده، فردوسی به همسر خود‌ گفت: بنِه پیشم و بزم را ساز کن / به‌ چنگ ‌آر چنگ و می‌آغاز کن / مرا مهربان یار بشنو چه‌گفت / از آن پس‌که گشتیم با جام جفت: / بپیمای می‌تا یکی داستان / ز دفتر بَرَت خوانم از باستان / پر از چاره و مهر و نیرنگ و جنگ / همه از درِ مردِ فرهنگ و سنگ (شاهنامه: بیژن و منیژه).
پس همسر فردوسی را نخستین زن نقال شاهنامۀ تاریخ ایران نیز می‌توان دانست.
پیش از انقلاب اسلامی زن نقّالی به نام بلقیس می‌زیسته و به‌گفتۀ هوشنگ جاوید و ابوالقاسم انجوی‌ شیرازی، "بلقیس معرکه ‌گیری بود که به محلۀ "گارت‌ ماشین" (ایستگاه ماشین دودی) در شوش می‌آمد و نقل می‌گفت" (کارگزاران. ش ۵۳۴). مرشد بلقیس پس از انقلاب نیز نقالی می‌کرده و پس از او فرحناز کریم‌خانی نخستین زن نقال شاهنامه پس از انقلاب اسلامی است (خبرگزاری میراث فرهنگی).
در جشنوارة دانشجویی ۱۳۷۶ بانوانی در نمایش فتحنامۀ ‌کلات به نقّالی پرداختند. در سال ۱۳۷۸ داود فتحعلی‌بیگی کلاس‌های نقّالی را دایر کرد و از شاگردانشان مینا صارمی در سال ۱۳۷۸ در جشنوارۀ آیینی سنّتی نقالی کرد و چهار زن نقّال ایران ساقی عقیلی، شیرین امامی، شقایق رهبری و زیبا عابدی در جشنوارۀ استان تهران در نمایش خاتون نقالی کردند.
در جشنوارۀ آیین‌های سنتی ۱۳۸۰ شیرین امامی، ساقی عقیلی و فاطمه حبیبی‌زاد اجرای نقّالی داشتند که مرشد ترابی عصای خود را به حبیبی‌زاد هدیه داد و ساقی عقیلی به‌عنوان بهترین بازیگر زن از سوی تماشاگران برگزیده‌ شد و در جشنوارۀ آیین‌های سنتی ۱۳۸۲ حبیبی‌زاد و عقیلی در یک نقّالی مشترک هنرنمایی کردند و زنان نقال مذکور تا کنون به نقالی و هنرنمایی پرداخته‌اند.
منابع:
اجتهادی، مصطفی: دائرة‌المعارف زن ایرانی، تهران، بنیاد دانشنامۀ بزرگ فارسی، ۱۳۸۲
باستانی پاریزی، محمد ابراهیم: شاهنامه آخرش خوش است، گذار زن از گدار تاریخ، تهران، علم، ۱۳۸۳
بیضایی، بهرام: نمایش در ایران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۹
جنیدی، فریدون: زمینۀ شناخت موسیقی ایرانی، تهران، پارت ۱۳۷۲
رستم الحکما: رستم التواریخ، تهران، امیر کبیر، ۲۵۳۷ شهنشاهی
صفی‌زاده بوره‌که‌ئی، صدیق: دانشنامۀ نام‌آوران یارسان، تهران، هیرمند ۱۳۷۵
فرخ‌زاد، پوران: زن از کتیبه تا تاریخ: کارنامۀ زنان ‌کارای ایران، تهران، زریاب، ۱۳۷۸
فردوسی: شاهنامه، محمد عباسی، تهران، فخر رازی، ۱۳۷۰

نکته: آموزش برخوانی (نقالی) در وبلاگ شماره دو گروه نقالی مدرن به نشانی زیر:

                                                                            http://womensnaghali2.blogspot.com/2010/03/1.html                   
                                                                                Telegram: Saghi Aghili/+1-647-899-0031
                                                                                               Facebook: Saghi Aghili
                                                                                               Instagram: Saghi Aghili
                                                                             
                                                                    

                                                           Image result for ‫ساقی عقیلی نقال‬‎



یادداشت ساقی عقیلی(نقال) به مناسبت حضورش در نمایش”مجلس برادرکشی/ کارگاه آموزش برخوانی(نقالی) ساقی عقیلی





















با نقالی زنان در عصر حاضر همچون پدیده‌ای نوظهور برخورد می شود درحالی که از دیرباز در تمام کشور پهناور ایران، زنان به امر نقالی پرداخته‌اند و البته هر یک با روشی خاص خود.
به گفته استاد ‌ارجمند بهرام بیضایی، نقالی عبارت است از(نقل یک واقعه یا قصه به شعر یا نثر با حرکات و حالات و بیان مناسب در برابر جمع و نقال کسی است که یک واقعه یا قصه مربوط به افسانه ها و اساطیر و یا ساخته خود را در برابر جمع بیان می‌کند) پس قصه‌گویی موزون و آوازی و خنیاگری ‌و همه نقالی محسوب می‌شوند.مربوط به افسانه ها و اساطیر و یا ساخته خود را در برابر جمع بیان می‌کند) پس قصه‌گویی موزون و آوازی و خنیاگری ‌و همه نقالی محسوب می‌شوند.یافتن اولین زنی که در تاریخ نقالی کرده است کاری بس دشوار و شاید غیر ممکن باشد. با نگاهی به پیشینه زنان در ایران و حتی مراجعه به مقاله‌ای با همین عنوان به قلم علی فرهادی‌پور که در سایت‌هایی مانند ایران تئاتر درج شده است به نام‌"آزاده" ‌برمی‌خوریم که اولین زن نقال ایرانی است که نامش در کتاب‌ها آمده و همزمان با بهرام گور می‌زیسته است. ولی آیا کسی می‌تواند به طور قطع و یقین بگوید، آری آزاده اولین زن نقال ایران است؟ به گفته گزنفون دوشیزگان خنیاگری بوده‌اند که در دربار هخامنشیان نقالی می‌کرده‌اند ولی اسامی آنان در دست نیست. بعد از آزاده نیز اسامی دیگری در این هنر نقل شده است که تنها اشاره‌ای به نام برخی از آن‌ها مانند "ملا فاطمه"، "سمیه خداینامه خوان"، "مرشد بلقیس" که هم عصر ما و در سال‌های پیش از انقلاب قصه زندگی غم انگیز خود را نقالی می‌کرده و‌"مینا صارمی" که در سال‌های بعد از انقلاب نقالی می‌کرد و... بی‌شک هر یک از این افراد‌ روشی خاص خود نیز داشته‌اند و هیچ یک به واسطه تفاوت روش، اولین نقال زن محسوب نمی‌شوند.اولین‌ها مشخصه‌ای دارند که باید به آن توجه کرد. کنستانتین استانیسلاوسکی متد خودش را در بازیگری طراحی و اجرا کرد. روش رسیدن بازیگر به نقش که انقلابی عظیم در امر بازیگری به وجود آورد. آیا او می‌توانست ادعا کند که اولین بازیگر است چون روشی خاص خود دارد؟! ارسطو نیز فلسفه‌ای را با روشی جدید ارائه داد‌. آیا او ادعا کرد اولین فیلسوف است؟ و آیا ما حق داریم بدون پژوهش حرف آن‌ها را قبول کنیم؟ شاید اولین نقال زن و مرد در جهان، آدم و حوا باشند که داستان بهشت و رانده شدن خود را برای هابیل و قابیل تعریف کرده‌اند.اما چرا امروز جامعه از دیدن نقال زن متعجب می‌شود؟ آیا مادرانمان از پهلوانان و اساطیر و... برایمان قصه نگفته‌اند؟ مادرانی که با زیرکی نکته‌هایی را در قالب قصه برای کودکانشان بیان می‌کنند. شگفت‌انگیز است. مادری برای کودکش که ناخون‌های خود را می‌جود قصه‌ای از دختری می‌گوید که درخت ناخن در شکمش سبز شده است تنها برای اینکه کودک را از یک عمل اشتباه نهی کرده باشد. به یاد می‌آورم که مادربزرگم در رختخوابی که از گل‌های یاس پهن می‌کرد قصه‌ای می‌گفت که در آن ساقی قهرمان بود و شیرین کاری‌ها و پهلوانی‌ها از ساقی سر میزد؛ اما همان قصه را وقتی برای خواهرم می‌گفت قهرمان قصه او بود. این گونه پهلوانانه زیستن را یاد می‌داد.چرا می‌گویند نقالی کاری مردانه است و نقال زن را طرد می‌کنند؟ نه این است که بانوگشپ(گشسپ) دختر رستم زنی جنگجو‌ست یا رودابه با کُک راهزن جنگید و یا گردیه خواهر بهرام دلاوریهای بسیار در جنگ با چینی‌ها از خود نشان داد. آیا جنگ کاری مردانه نیست ؟ مردانه‌تر از نقالی؟! پس زنان در این عرصه چه می‌کنند؟زنان این سرزمین همواره دلاور بوده‌اند. به گفته دوستی، خواستگاری کردن تهمینه از رستم نیز کاری بس دلاورانه بوده همتای گردیه و دیگر زنان قدرتمند شاهنامه که تاب سرزنش دیگران آسان‌تر از جنگیدن با دشمن نیست. چه کنیم که شاهنامه در دوران مردسالاری جمع آوری و نوشته شد . شاید متعصبان داستانهای دیگری از دلاوری‌های زنان داشته‌اند و پنهان و نابود کرده‌اند. بیش از این چه اهمیتی دارد که مشت نمونه خروار است. اگر زنی را دیدید که طراحی یک برج آسمان خراش را بر عهده دارد تعجب کنید ولی اگر زنی را دیدید که نقالی می‌کند تعجب نکنید که نقلی که زنان روایت می‌کنند بسا شیرین‌تر و جذاب‌تر از هر نقل دیگری است. نقالان زن نماد مادرانی هستند که کودکی ما را با قصه‌های خود به بزرگی پیوند داده اند و امروز نیز ما را رها نمی‌کنند. اینک نیز نقالان زن ایران در نمایش"مجلس برادر‌کشی" نقس سلم و تور و ایرج را بازی می‌کنند و این بار قصه فریدون و پسرانش را از شاهنامه بر شما می‌خوانند. نقالانی چون شیرین امامی، مرجان صادقی، فاطمه حیدری و من ساقی عقیلی.


منبع:


نکته: آموزش برخوانی (نقالی) در وبلاگ شماره دو گروه نقالی مدرن به نشانی زیر:

Telegram: Saghi Aghili/+1-647-899-0031
 Facebook: Saghi Aghili
Instagram: Saghi Aghili


تاریخ برخوانی( نقالی) در جهان، با بازنویسی: ساقی عقیلی/


( سری 3: دورة صفوی تا اواخر قاجار ) نويسنده: زهره زين‌الديني ميمند.
از آغاز سدة دهم هجري قمري « دستگاههاي سلطنت و امارت و خاندانهاي اشراف و متمكنان اين دوره، وابستگاني داشتند كه شغلشان نگهداشتن داستانهاي مكتوب پيشين، و خواندن آنها در همان مجلسها بوده است. به چنين كساني عنوان قصه‌خوان و گاه دفترخوان داده مي‌شد. 1
ميرزا غياث‌الدين علي، ملقب به نقيب خان، از مقربان جلال‌الدين اكبر پادشاه، براي او، « تواريخ و قصص و حكايات و افسانه‌هاي فارسي و هندي را مي‌خواند 2؛ و ميرزا غازي ترخان، والي تته ( سند ) و حاكم قندهار ( م.: 1021 ق ).. در خدمت خود، كساني مثل ملا اسد قصه‌خوان و ميرعبدالباقي قصه‌خوان را نگهداري مي‌كرد؛ 3 و نيز كسان ديگري از قبيل ملا عبدالرشيد قصه‌خوان و مولانا حيدر قصه‌خوان و مولانا محمد خورشيد اصفهاني قصه‌خوان و برادرش، مولانا فتحي شاهنامه‌خوان، 4 در همين دوره، ‌در شمار مشاهير اهل ادب، و منتسب به دربارها و درگاههاي رجال عهد بوده‌اند. » 5
« .. اين كساني كه نام برده‌ام، مردمي فاضل و شاعر و آگاه از ادب و دانش بوده‌اند؛ و گاه در يك خاندان، چند تن، اين شغل قصه‌خواني و شاهنامه‌خواني را بر عهده داشتند. مثلاً مولانا محمد خورشيد قصه‌خوان، برادر مولانا فتحي بيك شاهنامه‌خوان و مولانا حيدر قصه‌خوان بود. و اين مولانا حيدر قصه‌خوان، پدر اسد قصه‌خوان است. اسد قصه‌خوان، كه به تته، مركز حكومت ارغونيان سند رفته بود، در تربيت ميرزا غازي‌بيگ وقاري، مؤثر بوده است. » 6
وي، بعد از مسموم شدن غازي خان در قندهار، از آنجا به خدمت جهانگير رفته، و به حفيظ خان مخاطب گرديد. و همين خطاب، خود نشان از اين نكته مي‌دهد كه او، به سائقة شغل قصه‌خواني، داستانها را از حفظ داشت. » 7
« اما نكتة قابل توجه در اين دوره، ‌آن است كه اين داستانگزاران ( قصه‌خوانان، دفترخوانان ) و شهنامه‌خوانان عهد صفوي، ادامه‌دهندگان سنت و شيوة پيشينيان خود در عهد تيموريان، گويا از مرشدان كامل و اطرافيانشان، برخورداري مالی درازي نداشتند؛ و به همين سبب است كه سراغ اين دسته از نگهبانان ادب فارسي را هم، همچون ديگر دسته‌هاي همانند، بيشتر بايد در درگاههاي شاهان و اميران وابسته بدانان در هند گرفت. ( مانند مؤلفان و مترجمان و يا حافظان نسخه‌هاي پيشين داستانهاي ملي و غيرملي که به هند رفته بودند. )
برای نمونه عبدالنبي فخرالزماني، صاحب طرازالاخبار، دستورالفصحا و تذكرة ميخانه، در شرح حال خود مي‌گويد؛ كه در زمان رشد در قزوين، به قصه‌داني تمايل يافت. و چون حافظه‌اي قوي داشت، قصه‌ها را خوب حفظ مي‌كرد. چنان‌كه داستان اميرحمزه را، با يك بار شنيدن به ياد سپرد. و بعد از نوزده سالگي كه به هند سفر كرد، چند ماهي در لاهور بماند. و به سال 1018 ه‍. ]ق. ]، از آن شهر به اگره، نزد ميرزا نظامي قزويني، واقعه نگار دربار جهانگير، كه خويشاوند او بود، رفت. و ميرزا، به علت ميل و علاقه‌اي كه به قصة اميرحمزه داشت، او را به قصه‌داني و قصه‌گويي تشويق كرد و به وساطت همين خويشاوند، عبدالنبی، ملازمت ميرزا امان‌الله، پسر مهاتبخان را يافت. « و چون چندی در بندگي ايشان به سر برد، حسب‌الامر، فصلي قصه در خدمت آن نتيجةالخواتين گذرانيد. بعد از استماع سخن آن صاحب سخن، به مرتبه‌اي خواهان فقير [ يعني صاحب تذكرة ميخانه ] شد، كه ديگر نگذاشت كه به منزل خود رود. 8
عبدالنبي كه سمت قصه‌خواني و كتابداري ميرزا امان‌الله نصيبش شده بود، طرح تأليف كتابهايي را ريخت كه يكي از آنها، دستور الفصحاست. « به جهت خواندن قصة اميرحمزه و آداب آن؛ تا قصه‌خوانان را، دستوري باشد. » 9
مرحوم پروفسور محمد شفيع، استاد فقيد دانشگاه لاهور، ضمن ترجمة شرح حال ملاعبدالنبي فخر زماني مذكور، مي‌نويسد: « اين معلوم است كه اكبرشاه، شائق داستان اميرحمزه بود. لهذا، براي تكميل اين ذوق و شوق، به فرمان او، داستان اميرحمزه را به طرزي جالب و زيبا، با تصاوير، ساخته و پرداخته بودند .. از بيان عبدالنبي معلوم مي‌شود كه در عهد جهانگيري هم، امرا، به اين داستان، علاقه‌مند بودند. » 10
در منتخب‌التواريخ ( تاريخ تأليف: 1004 ه‍‌. ق. ) نيز، دربارة « ميرزا غياث‌الدين علي » ملقب به « نقيب‌خان » نوشته شده كه « وي در خدمت جلال‌الدين محمد اكبر و سومين پادشاه از سلاطين تيموري هند است و در خلوات و جلوات به خواندن تواريخ و قصص و حكايات و افسانه‌هاي فارسي و هندي، كه در اين عهد ترجمه يافته ـ مشغول است؛ مي‌توان گفت كه جزو حيات خليفه شده و جدايي از او، يك لحظه متصور نيست. »
« دوستعلي خان معيرالممالك » در رجال عصر ناصري 11 مي‌نويسد: « محمدشاه در نظر داشت يك نسخه از كتاب معروف الف ليلة و ليلة را با خط خوش و صور و تذهيب عالي، به دست استادان ايراني عصر خويش براي كتابخانة سلطنتي تهيه كند. ولي در حين آماده ساختن مقدمات آن درگذشت. ناصرالدين شاه آرزوي پدر را به مرحلة عمل آورد، و به حسين‌علي معيرالممالك دستور داد كه براي ترتيب كار و تعيين برآوردِ مالیِ آنْ با هنرمندان مشورت كند و نتيجه را به عرض برساند. معير چنان كرد و قرار چنين شد كه كتاب به خط آقا ميرزا محمدحسين وزير، جد آقايان حسابي نوشته شود، ‌و صور آن به قلم صنيع‌الممالك ( ابوالحسن غفاري )، ترسيم يابد، و تذهيبش به دست مُذهّب‌باشي انجام پذيرد. مخارج آن نيز به هفت هزار تومان برآورد شد؛ و موضوع مورد قبول شاه قرار گرفت.
كتاب مزبور در هفت جلد نوشته و پرداخته و با هزار تصوير آراسته شد و به درگاه شاه عرضه گشت و چنان پسند خاص افتاد كه نويسنده و نقاش و مُذهّب مورد تقدير و انعام واقع شدند و به دريافت خلعتِ خاص نائل آمدند ... » 12
در عهد قاجار نيز، در كاخ شاه، در كنار خوابگاه، اتاقي به « نقال » و نوازندگان اختصاص داشت. نقال زمان ناصرالدين‌شاه، « نقيب‌الممالك » بود:
« چون شاه در بستر مي‌رفت، نخست نوازنده‌اي كه نوبتش بود، نرم نرمك آهنگهاي مناسب ‌مي‌نواخت. آنگاه ‌نقيب‌الممالك داستانسرايي آغاز مي‌كرد، تا شاه را خواب در ربايد. داستانهاي امير ارسلان و زرين مَلِك، از تراوشات مخيلة نقيب‌الممالك است؛ كه پسند خاطر شاه افتاده بود و سالي يك بار، هنگام خواب، براي او تكرار مي‌شد. فخرالدوله ( توران آغا )، دختر ناصرالدين شاه نيز، پشتِ درِ نيمه‌باز اتاق خواجه‌سرايان جا مي‌گرفت و گفته‌هاي نقالباشي را مي‌نوشت. متن مكتوب اين دو داستان كه امروز در دست ماست، حاصل تخيل نقيب‌الممالك و همت فخرالدوله است.
پيش از اين، محمدصادق وقايع نگار مروزي متخلص به « هما »، كتابي ترتيب داده به نام راحةالارواح، مشتمل بر افسانه‌هايي كه براي فتحعلي شاه قاجار، در موقع خواب مي‌گفته ( و نسخة آن، به شماره 205، در كتابخانه آستان قدس رضوي، و شماره 682 در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، موجود است ).
پی نوشت ها:
1. بنگريد به مقدمة دارابنامة بيغمي و تعليقات نگارنده اين سطرها [ : ذبيح‌الله صفا ] بر آن، در پايان جلد دوم [ تاريخ ادبيات ايران ]. دفترخوان نيز « بر كسي اطلاق مي‌شد كه داستان مكتوبي را در مجلس امرا و بزرگان قرائت مي‌كرد؛ و ديگران بدو گوش فرا مي‌دادند. »
2. تاريخ تذكره‌هاي فارسي؛ ج 2؛ ص 390.
3. تذكرة ميخانه؛ تهران، 1340؛ ص 598 و 605.
4. عالم‌آراي عباسي؛ ص 191.
5. صفا، ذبيح‌الله؛ تاريخ ادبيات در ايران ـ ج 5ـ3؛ انتشارات فردوس؛ چاپ هفدهم: 1385؛ ص 1053.
6. تذكرة ميخانه؛ ص 598ـ 599؛ و عرفات العاشقين خطي.
7. تاريخ ادبيات در ايران ـ ج 5ـ3؛ ص 1504.
8. ميخانه؛ ص 762ـ763.
9. تاريخ ادبيات در ايران ـ ج 5 ـ 3؛ ص 769.
10. مقدمة ميخانه؛ صفحة چهارده. ( به نقل از: تاريخ ادبيات در ايران ـ ج 5ـ3؛ ص 1505ـ 1506 ).
11. رجال عصر ناصري؛ تهران، 1361؛ ص 274ـ275.
12. افسون شهرزاد؛ ص 7
منبع اصلی مقاله: ماهنامه - ادبيات داستاني - شماره 113 - تاريخ نشر 18/04/1387
                                                                                                                 


Telegram: Saghi Aghili/+1-647-899-0031
            Facebook: Saghi Aghili
            Instagram: Saghi Aghili



                                                       

اخبار برخوانی(نقالی) مربوط به ساقی عقیلی به روایت رسانه ها ( سری 3)/ کارگاه آموزش برخوانی(نقالی) ساقی عقیلی

افتتاحیه ی پنجمین دوره جشنواره تئاتر بانوان با حضور ساقی عقیلی


شنبه 25 تير 85، با برگزاري مراسم افتتاحية پنجمين جشنوارة تئاتر بانوان در سالن اصلي تئاتر شهر، جشنوارة پنجم رسماً كار خود را آغاز كرد.در اين مراسم، پس از اجراي موسيقي سنتي و نقالي ساقي عقيلي، از مهري مهرنيا، فرخ‌لقا هوشمند و فريده سپاه‌منصور، سه هنرمند پيشكسوت عرصة تئاتر، تقدير شد.




Telegram: Saghi Aghili/+1-647-899-0031
 Facebook: Saghi Aghili
Instagram: Saghi Aghili
 نکته:

اخبارمربوط به برخوانی(نقالی) و تیاتر ساقی عقیلی به روایت رسانه ها



بزرگداشت حجت شکیبا با نقالی شور آفرین بانو ایران گُرد(ساقی عقیلی)


به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، «جواد مجابي» نويسنده و شاعر در بزرگداشت «حجت شكيبا» نگارگر تابلوي «كورش و بانو» گفت: استاد شكيبا از اندك نگارگراني است كه نگاره‌هايش، درونمايه‌اي از زن، فرهنگ و هنر ايران باستان را در خود گنجانده‌اند. وي كه عصر يك‌شنبه (4مرداد) در پايگاه پژوهشي هخامنشيان سخن مي‌گفت، با اشاره به زنان سردار ايراني افزود: شكوه، بزرگي، پاكدامني و قدرت زن ايراني يكي از نقاط توجه شكيبا در اين نگاره‌هاست. حجت شكيبا در اين زمينه بيشتر نيز به زنان و پوششان در روزگار هخامنشي پرداخته ‌است كه نگاره‌ كوروش و بانو از نامدارترين اين نگاره‌هاست. اين داستان‌نويس به ويژگي‌هاي كتاب شكيبا اشاره كرد و گفت: كتاب جديد نگارگري‌هاي حجت شكيبا «به كورش» نام دارد. شكيبا، عناصر كتابش را به دقت گزينش كرده ‌است. او پيش از نگاريدن تابلوهايش، به دقت عناصر هنري روزگار هخامنشي را كاويده ‌است. خالق داستان «كتيبه و ايوب» در ادامه سخنانش گفت: تركيب‌بندي، كاربرد عناصر تجسمي، رنگ‌‌ها و ديگر ويژگي‌هاي نگاره‌هاي او، بازتابنده‌ عناصر آن روزگار است كه اين كتاب تمامي اين مسايل را دربردارد.
مجابي به تاثير آب و هواي سرزمين‌ها در شيوه‌ و سبك نگارگري‌هاي ملل گوناگون، اشاره كرد و افزود: اگر به نقاشي‌هايي كه در برخي كشورها همچون انگلستان و سوييس كشيده‌ شده ‌است، نگاه كنيم، با نگاره‌هايي سرد و گرفته روبه‌رو مي‌شويم؛ اما سرزمين ايران كه سرشار از گرماي آفتاب و روشني خورشيد بوده، نگارگري‌ها را جلا و روشني ويژه‌اي بخشيده‌ است. به‌گفته‌ نويسنده كتاب «برج‌هاي خاموش»، آن چه نگارگري ايراني را در ميان هنر جهاني مشخص مي‌كند، جلاي رنگ‌هاست و اينكه در نگارگري‌هاي ايراني، رنگ‌ در كمالش جلوه‌ مي‌كند، چيزي كه در بسياري از نگاره‌هاي دنيا سراغ نداريم. اين پژوهشگر به بازتاب باورهاي ايراني در هنر ايراني به‌ويژه در مينياتور ايراني، پرداخت و گفت: رنگ‌‌هايي همچون سبز، قرمز، سفيد، نقره‌اي و طلايي، برآمده از نماد زميني ايزدان ايراني‌ هستند و در مينياتورهاي ايراني به فراواني از آنها بهره ‌گرفته مي‌شود. رنگ‌هايي كه در پرچم ملي ايران هم به روشني ديده ‌مي‌شوند.
وي بر اينكه شيوه‌ نگارگري شكيبا، شيوه غربي نيست تأكيد كرد و گفت: شيوه‌ تركيب‌بندي و رنگ‌بندي آثار شكيبا، شيوه‌ كمال‌الملك است كه ما آن را از غرب گرفته‌ايم؛ اما از آنجايي كه مضمون، فضا و روحيه‌ عرفاني و ايراني در اين نگاره‌ها جريان دارد، ما با نگاره‌هايي ايراني روبه‌رو هستيم نه غربي. توران شهرياري، چكامه‌سراي زرتشتي، ديگر سخنران اين همايش بود. وي به باورهاي آيين مهر درباره رنگ‌ها اشاره كرد و افزود: رنگ سرخ در باور مهرپرستان، بسيار گرامي داشته ‌مي‌شده ‌است؛ چون هنگامي كه سپيده‌دم و شامگاه كه نماد سياهي و سپيدي هستند در افق به هم مي‌رسند، فلق و شفق پديدار مي‌شوند كه سرخ‌رنگ است. وي بهره‌گيري از هفت گذرگاه آيين مهري در نگاره‌هاي آن روزگار را چشمگير دانست و گفت: اين نگاره‌ها در هنگامه‌اي، ارزش والايي مي‌يابند و به‌ عنوان نمادهاي ملي در پرچم ملي ما نمود پيدا مي‌كنند.
در پايان اين نشست، نشان جاودان هنر، به «حجت شكيبا»، نگارگر ايراني و نگارنده‌ اثر پرآوازه‌ «كورش و كاساندان» پيشكش شد. همچنين شاهنامه‌خواني و نقالی پر شور با اجراي بانو ساقي عقيلي (ايران گرد) پايان بخش بزرگداشت حجت شكيبا به‌شمار مي‌رفت.




سيزدهمين جشنواره تئاتر آييني- سنتي با نقالی ایران گُرد

غزال صادقي: آخرين روز جشنواره سيزدهمين نمايش‌هاي آييني- سنتي مانند روزهاي گذشته با استقبال بسيار خوبي از طرف تماشاگران مواجه بود، محوطه بيروني تئاتر شهر پر از مردمي بود كه براي ديدن رقص‌هاي محلي، نمايش‌هاي ميداني، تماشاي تعزيه و معركه پهلوان رحمان، دور هم جمع شده بودند. عصر آخرين روز جشنواره در بخش قهوه‌خانه با «سيصد» ساقي عقيلي آغاز شد تا نقالي رستم و سهراب و در آخر نيز ترنابازي، پژمان كاشفي در قهوه‌خانه ادامه يافت. از پله‌هاي كافه تريايي تئاتر شهر كه پايين مي‌روي صداي جمعيت همراه شده بود با نواي شاهنامه‌خواني و صداي فواره حوض آبي رنگي كه درست مقابل سكو قرار گرفته و بسيار چشم‌نواز بود. نقاشي، خيمه‌شب‌بازي، نقل موسيقي،‌طومارخواني، پرده‌خواني و ترنابازي‌هايي كه در گذشته در قهوه‌خانه بوده است، تماشاگران را به گذشته مي‌برد و شايد جذاب‌ترين برنامه در بخش قهوه‌خانه‌اي جشنواره ترنا بازي باشد كه لابه‌لاي اجراهاي مختلف به اجرا مي‌پرداخت بعضي از جمعيت به حكم حاكم ترنا تن مي‌دادند ترنا ‌مي‌خوردند به طوري كه حتي در اولين روز از اين جشنواره حاكم ترنا رييس مركز هنرهاي نمايشي و رييس اداره كل نظارت و ارزشيابي را روي تخت ترنا نشاند و بر آنها حكم كرد.
بخش قهوه خانه‌اي كه مانند روزهاي گذشته با استقبال تماشاگراني از سنين خردسالي تا بزرگسالان رو به رو شد. يكي از نكات شاخص آخرين روز از اجراهاي قهوه خانه‌اي، اجراي نقالي 300 توسط ساقي عقيلي بود. عقيلي در اين نقل با انتقاد از فيلم ضد ايراني 300 حكايت لشگركشي خشايارشا را به اسپارت را با روايتي ايراني بازگو كرد.

منبع:


نقالی "فرود سیاوش" به کارگردانی ساقی عقیلی


نقالی "فرود سیاوش" به کارگردانی ساقی عقیلی به مناسبت روز جهانی معلولین پنجشنبه 12 آذرماه در خانه نمایش اداره برنامه‌های تئاتر اجرا می‌شود. به گزارش خبرنگار مهر، نقالی "فرود سیاوش" به کارگردانی ساقی عقیلی و به مناسبت روز جهانی معلولین پنجشنبه 12 آذرماه ساعت 18:30 در خانه نمایش اداره برنامه‌های تئاتر اجرا می‌شود. در این اجرا سمیه باقرپور و محمدامین طاهری دو بازیگر روشندل به ایفای نقش می‌پردازند.

هنرمندان نابيناي كشورمان پنجشنبه 12 آذرماه در يك اجراي ويژه نمايش فرود سياوش را در خانه نمايش اداره برنامه‌هاي تئاتر اجرا مي‌كنند. به گزارش خبرنگار ايلنا، در اين اثر نمايشي كه توسط هنرمندان نابيناي كشورمان با كارگرداني ساقي عقيلي يكي از نقالان زن ايراني به روي صحنه خواهد رفت سميه باقرپور و محمد امين طاهري به عنوان بازيگر حضور دارند. اين اثر نمايشي اولين نمايشي است كه توسط هنرمندان نابينا درگونه نقالي به روي صحنه مي‌رود.

منبع:
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=93190


نقالی ساقی عقیلی  در ایتالیا


در ایتالیا، جشنواره معتبری از ۳۰ سال گذشته به نام «Arrivano dal Mare‌» (‌از دریا می‌آیند) وجود دارد که سال گذشته، مرشد ترابی و خانم ساقی عقیلی مهمان این جشنواره بودند.خانم عقیلی، نقال جوانی هستند که متأسفانه کم از ایشان نام برده می‌شود. این افراد آمدند و کار اجرا کردند. قدرت بازیگری مرشد ترابی و ساقی بر کسی پوشیده نیست و در این‌جا همه آن‌ها را تحسین ‌کردند.اکثرتماشاگرانی که در این جشنواره بودند، کسانی بودند که در این جشنواره نمایش اجرا می‌کردند. یعنی در حقیقت اهل تئاتر بودند. آن‌ها بسیار مشتاق بودند ببینند نقالی ایرانی چیست.

منبع:
.http://zamaaneh.com/rohani/2008/12/post_43.html


اجرای زیبای نقالی بانو ساقی عقیلی در جشن سده کرمان




... نقالی بسيار زیبای ساقي عقيلي تحسين باشندگان را به دنبال داشت.وي به نقالي داستان كيومرث تا پيدايش آتش پرداخت 

منبع:
http://www.kza.ir/mods.php?id=Info_Center&task=readpage&pid=136








 

نمایش دنیای زن ها با بازی ساقی عقیلی

 

نویسنده: جسین مشکلاتی

کارگردان: حسین سحرخیز

 

بازيگران

 

:ساقي عقيلي، پرديس افكاري، ناهيد مسلمي، تبسم هاشمي، و مهري مهرنيا.

 

خلاصه داستان: «منظر» زن مغرور و زيبايي كه تفكرات شديد زن سالارانه دارد، در حالي كه دوران كهولت را سپري مي كند با ذهنيات و افكاري درگير است كه روح دوستانش در آن حضور دارند و گذشته و امروز او را همراه با تفكراتش به چالش مي كشند...***نمايش «حسين سحرخيز» در صحنه اي اتفاق مي افتد كه عناصر و ابزارهاي ديداري موجود در آن بر كهنگي و گذشت زمان تأكيد و اشاره دارند. معابر تو در توي انتهاي صحنه با نيم دايره اي كه در عقب صحنه قرار داده شده و شكل يك ساعت بزرگ را ساخته است، فضايي براي عبور و مرور شخصيتهاي نمايش در انتها به وجود آورده اند كه گويي در پس ذهن قهرمان داستان هستند.شخصيتهاي ديگر نمايش به طور پياپي از اين فضا وارد صحنه مي شوند و جهان ذهني و فكري قهرمان داستان را با چالش مواجه مي كنند.صحنه زيرزمين در ادامه معناهاي مرتبط با زماني كه مطرح مي كند، با نوعي كهنگي و قدمت همراه است كه افكار به ظاهر مترقي و فمنيستي قهرمان را در برگرفته است.صحنه تاريك/ روشن با رنگهاي غالباً تيره و ساعت بزرگ قديمي و سماور و چرخ خياطي كهنه و ديگ و الك و ... همه صحنه را دربرگرفته و بر فضاي كهنه محدود پيرامون قهرمان داستان تأكيد دارد. شايد تنها نشانه و عنصر زنده اين صحنه همان تنگ آب باد و ماهي سرخ باشد كه در روي ميز قرار داده شده و نشانه اي از دنيايي خارج از جهان نمايش است.«دنياي زنها» نمايشي اجتماعي/ انساني است كه فارغ از تقسيم بندي هاي جنسيتي، روابط انساني ميان زنها و مردها را مورد پرداخت قرار داده است، منتها نويسنده و كارگردان براي پرداختن به اين رابطه انساني، يك طرف رابطه - يعني زنها- را انتخاب كرده اند. اگرچه در اين ساختار داستاني مبارزه مرد سالارانه «منظر» به عنوان زني كه مدعي دفاع از حقوق زنان است، زياد مورد اشاره قرار مي گيرد، اما در مجموع موضوعي كه همچنان اهميت و ارزش بيشتري دارد و به صورت كلي مطرح مي شود، تحليل ويژگيهاي ارتباطي از سوي جامعه اي زنانه است.شبكه داستاني و دامنه ارتباطات داستان بر پايه آشنايي سه زن ايجاد مي شود. نقطه ارتباط دهنده اين زنها در گذشته و محمل گسترش داستان و بسط ديدگاههاي آنها هم دو مرد به نامهاي منصور و ايرج هستند. پس طرح وابستگي شخصيتها به هم، شكل و نوع رابطه آنها را با يكديگر مورد بررسي قرار مي دهد. عاطفه همسر منصور است و فتانه همسر ايرج!اما داستان پس از آغاز و گسترش يافتن، اين سه شخصيت زن را به مدد يك مشخصه بارز معرفي مي كند. «عاطفه» همچنان كه از اسمش برمي آيد، نمادي از احساس قلبي و عشق خالص است كه سالهاي سال با عشق به همسرش زندگي كرده است. «فتانه» به تناسب نامي كه برايش انتخاب شده تنها عشق را محور ارتباط مي داند و «منظر» نمادي از تعقل خشك زن سالارانه است.داستان با روايت محورهاي سه گانه مربوط به اين سه زن چالشهاي بارز و برجسته زندگي شان را مورد تحليل قرار مي دهد و در پايان به اين نتيجه مي رسد كه هر يك از اين سه زن به دليل وجود آن ويژگي مطلق در زندگي شان شكست خورده به شمار مي آيند. «عاطفه»، تعقل، فتانه عشق و تعقل و «منظر» زنانگي و عشق را در زندگي شان كم داشته اند. بنابراين نتيجه گيري قابل پيش بيني داستان مي تواند اين باشد كه يك زن كامل بايد هر سه اين ويژگيها را داشته باشد.داستان نمايشنامه «مشكلاتي» اين گستره ارتباطي را خوب مطرح مي كند، بسط مي دهد و با چالش و درگيري مواجه مي سازد و سحرخيز نيز تقريباً به خوبي توانسته اين داستان را در يك اجراي صحنه اي ارائه دهد.تنها ايراد كار در نمايش «دنياي زنها» احتمالاً به ريتم اثر مربوط مي شود كه اين كاستي هم به طور قطع نتيجه زياده گوييها و تطويل متن در برخي از فصول است. هر چند كه در مجموع با حذف برخي زوايد جزيي متن و اجرا مي توانند متناسب با هم روايتي مناسب و منسجم را نتيجه دهند.در حوزه بازيگري پرديس افكاري در نقش منظر، با اينكه بار اصلي اجرا را بر دوش دارد، اما بازي قابل قبولي ارائه نمي كند و دست كم در نقش يك زن كهنسال مغرور نمي تواند فضاي نمايش را تشديد كند و تعادل ببخشد.افكاري با همه تلاشي كه در ارائه نقش خود انجام داده در بسياري از فصول فراموش مي كند كه يك پيرزن است. بنابراين در راه رفتن، صحبت كردن و ... مانند نقش منظر نيست.اما ناهيد مسلمي در نقش عاطفه،تبسم هاشمي در نقش فتانه و ساقي عقيلي در نقش «زينت» آنچه را كه نمايش و نقش از آنها مي خواهد به خوبي ايفا مي كنند. حضور نمادين «مهري مهرنيا» در نقش مادر هم اين جمع را كامل كرده است.در مجموع نمايش «دنياي زنها» همچنانكه از عنوانش پيداست، داستاني را در مورد زنها روايت مي كند. اما در پس اين داستان مي توان به كليتي دست يافت كه فراتر از تقسيم بندي جنسيتي مطرح مي شود و بيشتر انساني و اجتماعي است.

منبع:

http://www.qudsdaily.com/archive/1385/html/8/1385-08-28/page57.html#3

حورا نمایشی متفاوت







نويسنده: بهار مومني كارگردان: محمود صابري

بازيگران: ساقي عقيلي، قربان نجفي، گيلدا حميدي، محمدآقا محمدي، محمد پورحسن، مهرداد باقري، مژگان خالقي، محمدرضا ترابي، خيرالله تقياني پور، فرامرز قليچ‌خاني طراح صحنه: علي نصيري نيا طراح لباس: بهار مومني دستيار كارگردان: خيرالله تقياني‌پور موسيقي: بهمن روشني طراح گريم: عاطفه ابيضي، امير غفاري درختچه‌هاي سوزني برايت دست تكان مي‌دهند و گل‌هاي بنفشه و اقاقيا، پرندگان مهاجر را از عطر خود سرمست مي‌كنند. به شتاب راه خود را از ميان سبزه و بوته و گل‌هاي تازه نفس، كه عطر نفس‌هايشان فضاي حوزه هنري را جاني ديگر بخشيده است، باز مي‌كنم. به چند قدمي درب ورودي تالار انديشه كه مي‌رسم با جماعتي مواجه مي‌شوم، چشم به درب بسته دوخته و در حال انتظار. (هر جا بهتر بود از اينجا، آخه تئاتر هم شد تفريح.) جوانكي كنج ساختمان درب ساختمان تازه‌ساز حوزه هنري، چنبره زده و با گوشي همراه خود همراهي مي‌كند. از ميان جمعيت، كشان‌كشان خود را به درب ورودي مي‌رسانم كه نگاه‌هاي غريب و تلخ عده‌اي توجهم را جلب مي‌كند، كه زير لب بلند فرياد مي‌زنند: دير اومده، زود هم مي‌خواد بره تو...هـ به سمت دو نفر از تماشاگران مي‌روم. سخت مشغول انتقاد از وضعيت موجود هستند. براي خلاصي از نگاه ديگران هم كه شده سر صحبت را باز مي‌كنم. مجيد مسير تئاتر ديني را يكنواخت مي‌بيند. او مي‌گويد: با توجه به رقم بالاي بودجه‌اي كه براي اجراي نمايش‌هاي مذهبي اختصاص داده مي‌شود نبايد شاهد يكنواختي و تكرار در ارائه و اجراي نمايش‌هاي مذهبي در صحنه باشيم. اميدوارم حورا اين ساختار تكراري را بشكند. زهرا كه با بند موبايلش بازي مي‌كند، و صحبت‌هاي مجيد را تاييد مي‌كند مي‌گويد: اگر من به عنوان بازيگر تئاتر براي بازي در يك تئاتر ديني دعوت شوم، مطمئناً با توجه به شناختي كه از رقم‌هاي بالاي اختصاص داده شده به نمايش‌هاي مذهبي دارم، تقاضاي دستمزدي حداقل 5 برابر ديگر نمايش‌ها خواهم كرد. البته در اين لحظه به آقاي صابري كارگردان حورا تبريك گفتم كه احتمالاً با جيبي چرب راهي منزل شده است، اما صحبت‌هاي صابري هم شنيدني است: «متأسفم كه توجه مالي حوزه هنري به چنين نمايش فاخري كه باني آن هم حوزه هنري بود، بسيار كم‌رنگ و نااميدكننده است. حداقل بودجه ممكن، توسط حوزه براي ما مشخص شد و من براي استفاده از يك پشتيبان مالي ديگر قريب به چند ماه به هر ارگاني سرك مي‌كشيدم.» به ساعت خود كه نگاه كردم عقربه بزرگ نشان از شروع نمايش حورا، ساخته محمود صابري را ‌داد. نمايش با موضوع هجرت دختري مسيحي به نام حورا و پسري يهودي به نام اسماعيل است كه به دليل سوء تفاهمات، محدوديت‌ها و تفكرات غلط و ابتدائي قوم‌شان محكوم به مرگ مي‌شوند و براي رهائي از اين تفكرات و رسيدن به آزادي به سوي مكه حركت مي‌كنند. چرا كه در آيين‌شان خبر از پيامبري داده شده است كه سرور آزادگان است و پناه مظلومان و مكان زندگي او مكه است. در ادامه اين دو جوان پس از طي فراز و نشيب‌هاي بسيار به مكه مي‌رسند و توسط پيامبر به اسلام گرويده مي‌شوند و سپس عشق خود را به هم ابراز مي‌كنند. شايد اين نمايش جزو معدود نمايش‌هاي مذهبي اجرا شده باشد كه پس از اتمام آن شاهد برقراري ارتباط مخاطبان با نمايش هستيم. احمد اميني دانشجوي تئاتر، كه به همراه دوستان خود براي تماشاي اين نمايش مذهبي به تالار انديشه حوزه هنري آمده است از اين ارتباط به عنوان آشتي تئاتر با مخاطبان عام ياد مي‌كند و مي‌گويد: زماني كه به دوستانم پيشنهاد تماشاي تئاتر را دادم با يك نوع بازخورد غيرقابل پيش‌بيني مواجه شدم. بچه‌ها در ابتدا رفتن به پارك ملت و بستني خوردن را مفيدتر از تماشاي تئاتر مي‌ديدند ولي حالا پيشنهاد مي‌كنند بليط نمايش‌هاي تئاتر شهر را پيش‌خريد كنيم. محمود صابري، كارگردان نمايش حورا معتقد است، شعار «تئاتر براي همه» در حورا مصداق عيني و عملي دارد. بهتر است از زبان خودش بخوانيم: «هنرمند ما بايد به سطح نشانه شناسي و دايره نمادشناسي مخاطب توجه كند و با توجه به اين موضوع خوراكي را براي او تهيه كند كه با سطح نشانه‌شناسي و اطلاعات او هماهنگي داشته باشد. اجراي نمايش‌هاي مذهبي ما بايد خالي از هر نوع كليشه و تكرار باشد. در غير اين صورت نمايش مذهبي ما شبيه به روضه‌ مذهبي خواهد شد و روضه مذهبي ديگر تئاتر نيست. وظيفه هنرمند ما اين است كه سطح سليقه مخاطبان را هماهنگ با سطح رشد نمايش‌هاي ما ارتقا دهد تا شاهد آشتي مخاطبان عام با جامعه تئاتري باشيم.» متن قوي، محكم و بيرون از كليشه بهاره مومني، نكته مثبتي است كه مي‌توان در نمايش مذهبي حورا مورد توجه قرار داد. بهاره مومني كه به صورت حرفه‌اي به فعاليت طراحي صحنه و لباس مشغوليت دارد با نگارش متن حورا، نشان داده است كه مي‌تواند در فيلم‌نامه نويسي و نمايشنامه نويسي نيز حرفي براي گفتن داشته باشد. در ادامه به سراغ جوانكي مي‌رويم كه كيف به دوش از درب حوزه هنري بيرون مي‌رود. منتظر تاكسي ايستاده است. علت حضور وي را جويا مي‌شويم. او نيز دغدغه مذهبي دارد مي‌گويد: فكر مي‌كردم اين نمايش هم مانند ديگر نمايش‌هاي مذهبي ساخته شده، سراسر تكرار و كليشه و يك نوع برش تاريخي است كه در اين فصل از زندگي به تماشا مي‌نشينيم. به پيشنهاد و اصرار دوستم به تماشاي نمايش آمدم. فكر مي‌كنم حورا تا اندازه‌اي توانسته است از وجهه نمايش مذهبي دفاع كند و تافته‌اي جدابافته باشد. محمود صابري هم بزرگ‌ترين علت ساخت نمايش مذهبي حورا را دغدغه دين عنوان مي‌كند و مي‌گويد: من وقتي متن خارجي هم كار مي‌كنم كفه معنويت و عرفان سنگين‌تر است. به هر حال حورا در نوع خود توانسته است نمايشي متفاوت از آنچه تا به حال به عنوان نمايش مذهبي ديده ايم ارائه كند و با مخاطب‌هاي خود ارتباط لازم را برقرار كند. اميدواريم شاهد افزايش هرچه بيشتر مخاطبان اين هنر پر ارزش و تاثيرگذار باشيم و هنرمندان ما در عرصه هنر تئاتر بتوانند جمعيت بيشتري را به سالن‌هاي تاريك و خلوت تئاتر بكشانند. منبع:

http://www.ido.ir/a.aspx?a=1386020101







نمایش راز با هنرمندی ساقی عقیلی

نویسنده: داریوش ربیعی. کارگردان : زری طالبی. بازیگران: ساقی عقیلی، مرجان امیر ارجمند، حسن بزرا، الناز حبیبی، و... خلاصه داستان: این نمایش داستان خانواده ای مسیحی است که در انتظار داشتن فرزند هستند. زن خانواده که نا امیدانه به دنبال معجزه ای است به سفارش زن همسایه راهی یک سفر معنوی می شود تا شفا بگیرد. نمایش راز مضمونی کاملا سفارشی دارد. سفارشی که جشنواره هایی همچون تئاتر رضوی و... برای کارگردان ها مطرح می کنند. وجود جشنواره های موضوعی بدین دلیل که این جشنواره ها می تواند فضایی را برای شکل گیری یک گروه که نمایش کار می کنند ایجاد کند به نفسه حرکت خوبی است اما زمانیکه محدودیت ها در ارائه مضامین خاص بیشتر می شود این کارکرد مثبت یکسره به سمت رویکردی منفی پیش می رود. این قضیه در مورد نمایش راز نیز صادق است. تماشاگر و کارگردان ایرانی عادت کرده است که آثار مذهبی، مضامینی تکراری و شیوه های اجرایی مشخصی داشته باشند. شیوه هایی که معنی و مفهوم خود را از آثاری به همین شکل در تلویزیون می گیرند. "زری طالبی" در نمایش راز می کوشد با تحریک احساسات رقیق تماشاگر، داستان را به او تحمیل کند. او در این راه از هیچ امکان تئاتری بهره نمی گیرد و به همین دلیل نمایش فضایی خشک و کسل کننده دارد. معجزه برای به دست آوردن فرزند داستانی تکراری در ادبیات مذهبی ایران است. داریوش ربیعی به عنوان نویسنده و زری طالبی در جایگاه کارگردان این بار پای خانواده ای مسیحی را به میان کشیده اند تا به داستان شکلی تازه تر بدهند. اما نکته اینجاست که کار روایت داستان خیلی زود به همان منطق تکرار دچار می شود. نمایش از حداقل ها در طراحی صحنه و لباس سود می جوید. با توجه به فضای کلی شعارگونه نمایش نیز بازی ها به سمت اغراق می رود و همین نکات نمایش را چندین پله از آنچه هست پایین تر نشان می دهد. نمایش راز با مبنای یک سفر شروع می شود. سفری که قرار است شخصیت زن خانواده مسیحی در آن بنابر تعالیم پیر زن همسایه به تعالی روحی برسد. داشتن فرزند نیز در اینجا بهانه است. تنها کارگردان و نویسنده از دونشانه آشنای عمومی در نمایش خود استفاده کرده اند. یکی از آنها مسئله سفر است که همیشه در ادبیات دراماتیک نشانگر تحول است و دیگری داشتن فرزند که از میل به زندگی در آینده و جاودانگی می آید. کارگردان این دو مسئله را در کنار اعطای معجزه به عنوان تم اصلی نمایش خود انتخاب کرده و می کوشد آن را بسط و گسترش دهد. در این شکل نمایش ها یک نیروی بازدارنده درونی نیز در اثر وجود دارد که با خواسته های دیگر شخصیت های کار به مقابله بر می خیزد و به عنوان شخصیتی که در انتهای نمایش مورد تحول واقع می شود در داستان حضور دارد. این شخصیت آنتاگونیست در ابتدا هیچ اعتقادی به معجزه ندارد اما بعد که آن را می بیند در مقابلش سر تعظیم فرود می آورد. زری طالبی که در این نمایش سراغ ژانر مذهبی ایرانی رفته حداقل می توانست در پس داستان تکراری خود از نشانه های تازه ای در شخصیت پردازی کارکتر هایش بهره بگیرد. شخصیت زن مسیحی می توانست بار دراماتیک مناسبی برای این نگاه مشخص باشد. آسیب پذیری او بنا بر زن بودن و دین متفاوتی که با باقی زن های اطرافش دارد دستاویز دراماتیک مناسبی جهت خلق یک شخصیت یکه است. اما او در این داستان زیر سایه زن همسایه قرار گرفته و در عمل به شخصیت دوم بدل می شود. بازی بازیگران هم بخصوص با گریم هایی غلو شده یکسره تماشاگر را آزار می دهد. هیچ واقعگرایی و مینیمالیسمی در این داستان صورت نمی گیرد و کارگردان قصد دارد تا انتها دائم به تماشاگرش تذکر های مذهبی و اخلاقی داده و او را ارشاد کند. از همین روست که بازی بازیگر هم از روال عادی و طبیعی خود خارج می شود. تنها نکته مثبت کارگردانی این نمایش شاید استفاده طالبی از فضاهای خالی میان شخصیت ها باشد. او با میزانسن های گسسته ای که تدارک می بیند می تواند فاصله شخصیت ها را از یکدیگر به نمایش بگذارد. این فاصله ها اندک اندک پر می شود و در انتها شخصیت ها که کاملا متحول شده اند به هم می رسند.

منبع: http://www.roozonline.com/persian/archive/honarerooz/honarerooz/article/2009/may/26//-cdd5ccb035.html نمایش تند باد خیال

نمایش”تندباد خیال” به كارگردانی اعظم بروجردی یكشنبه هفتم خرداد ماه 85برای خبرنگاران و هنرمندان اجرای ویژه خواهد داشت.به گزارش سایت ایران تئاتر، این نمایش از اواخر اردیبهشت ماه در تالار مولوی روی صحنه رفت تا اواخر خرداد ماه به اجرای خود ادامه می‌دهد. در این نمایش كه با نگاه‌ تازه‌ای به جنگ تحمیلی پرداخته، بازیگرانی چون ساقی عقیلی، شبنم مقدمی، تبسم هاشمی‌حائری، و رضا امامی ایفای نقش دارند.0








نمایش مجلس شبیه مرگ و زندگی با هنر نمایی ساقی عقیلی

خانه نمايش اداره تئاتر، پس از جشنواره تئاتر فجر ميزبان نمايش"مجلس شبيه مرگ و زندگي" مي‌شود. به گزارش دريافتي سايت ايران تئاتر از روابط عمومي اداره برنامه‌هاي تئاتر و خانه نمايش، نمايش"مجلس شبيه مرگ و زندگي" نوشته فرهاد ارشاد و رحمان حقيقي است که از 16 بهمن با کارگرداني رحمان حقيقي در خانه نمايش اجرا مي‌شود. در اين نمايش احمد علامه‌دهر، ساقي عقيلي، رحمان حقيقي، ميکائيل هاشم‌زاده، ماه‌منير نديم، غزاله هدايت‌پور، مهسا احجاريان، سينا محمدي، مه‌سيما نديم، حسين پورکريمي و پرستو آراسته ايفاي نقش دارند. همچنين هوتن غضنفري آهنگساز، ميکائل هاشم‌زاده و پرستو آراسته دستيار کارگردان، افسانه قلي‌زاده طراح گريم نمايش است. اين نمايش از 16 بهمن تا اواسط اسفند ماه87 هر روز ساعت 30/18 به مدت 65 دقيقه در خانه نمايش اجرا شد. منبع:

http://www.edareyetheater.blogfa.com/

نمایش "مجلس شبیه مرگ و زندگی" نوشته فرهاد ارشاد و رحمان حقیقی و به کارگردانی رحمان حقیقی این روزها خانه نمایش اداره تئاتر(واقع درخ انقلاب نرسیده به میدان فردوسی کوچه پارس) راس ساعت 18:30 به روی صحنه رفته است . در این نمایش که برگزیده سیزدهمین جشنواره بین المللی نمایش های آئینی سنتی است احمدعلامه دهر . ساقی عقیلی و رحمان حقیقی با همراهی میکائیل هاشم زاده . ماه منیر ندیم . غزاله هدایت پور . سینا محمدی . مهسا احجاریان . مه سیما ندیم و حسین پور کریمی ایفای نقش می کنند . منبع:

http://pscnews.ir/fa/fullmode/posts/1387/12/1/teathr%20pic.html

 














                                                                       
       Telegram: Saghi Aghili/+1-647-899-0031  
                     Facebook: Saghi Aghili
                      Instagram: Saghi Aghili
                           

Followers